راميلاراميلا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
رونیکارونیکا، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

✿ کوچولوهای دوست داشتنی مامان و بابا ✿

حاجی فیروز

  یک مطلب جالب در خصوص حاجی فیروز و ماهی قرمز که خالی از لطف نیست که بخونید .   حاجی فیروز چیست؟ اجازه بدهید از یک پیش‌سخن کوتاه بیاغازم. خاستگاه جشن‌ها و آیین‌های ایرانی، پیوندی ژرف و شگرف با پدیده‌های کیهانی و هستی‌شناسانه، و همچنین با ویژگی‌های اقلیمی و زیست‌بومی دارد. اما روش برگزاری این آیین‌ها در فرهنگ ایرانی، بیشتر از دیگران با واقعیت‌ها نزدیکی دارد و رمزینه‌های موجود در آن به یکپارچگی با دنیای نیروهای مینوی و ایزدان پیوند نمی‌خورد. به دیگر سخن در بارورهای ایرانی –برخلاف باورهای یونان و میاندورورد- دسترسی به جهان ایزدان برای مردمان امکان‌ناپذیر ...
28 اسفند 1390

ماجراهاي جديد

سلام دوستان گلم دلم براتون خيلي تنگ شده بود، اميدوارم الان كه ديگه داريم نزديك به عيد نوروز ميشيم همگي سالم و سلامت باشيد و كارهاتون رو به خوبي انجام داده باشيد .  اين روزها وقتي مي زني براي خريدي بيرون مي بيني كلي آدم تو خيابونهاست، با اين كه قيمتهاي خيلي خيلي افزايش پيدا كردن ولي باز هم مردم بيرون هستند و همه به تكاپو افتادن يه جورايي مثل ماشين يا آدم آهني فقط فقط ميدوند، حتي خود ما هم شايد همينطور شده باشيم بعضي وقتها به خودم ميگم واقعاً لازمه يا عادته وقتي فكرش رو مي كنم مي بينم يه جورايي هم قشنگه و هم از روي اجباره در واقع حال و هواي اين روزها باعث ميشه مردم اينجور به خودشون سختي بدهند و همه كارهاشون رو بزارن دقيقه 90 از جمل...
24 اسفند 1390

تولد 2 سالگي قشنگترين پرنسس دنيا

  امروز خيلي روز قشنگيه، بهترين روز براي من، تولد، تولد قشنگترين ثمره عشقم، تولد 2 سالگي فرشته كوچولي زيبام، امروز خاطره بر انگيزه، روزي است كه زندگيم تغيير كرد، امروز روزي است كه خاطرات زيباي از 2 سال گذشته تا به امروز هر لحظه و هر دقيقه اش و هر ساعتش خاطراتي را به همراه داشته و داره،   امروز ساعت 3:30 بعد از ظهر، روزي است كه راميلاي قشنگم به دنيا آمد .  عزيز دلم تولدت مبارك خيلي خيلي دوستت دارم . تولد           &...
13 اسفند 1390

خريد فرش براي اتاق راميلا

    يه چند روزي بود تصميم گرفته بوديم كه براي اتاق راميلا يه فرش بگيريم بخاطر اين ديروز بعد از ظهر آماده شديم رفتيم بازار بزرگ فرش رضا و حسابي تاب خورديم فرشهاشو ديديم ولي زياد به دلم ننشستند به نظرم خيلي قشنگ نبودن، ديدين بعضي اوقات وقتي ميخوايد يه چيزي بگيريد تا به دلتون نشينه نمي خريد، حتي ممكنه  از اون وسيله اي كه ميخوايد بخريد هزار بار و هزار جا هم ديده باشيد ولي تا به دلتون نشينه يه جورايي چشمتون را نگيره نمي خريد، به خاطر اين من هم راستيش اصلاً فرشهاي بازار فرش چشمم رو نگرفتن يا جرقه اي ايجاد نكرد كه باعث بشه من فرشي را انتخاب كنم و بخرم، شايد گذاشتم براي يه وقت ديگه اي، راستي يادم رفت بگم تو اين مدتي كه بازار بزرگ فرش بوديم رام...
30 بهمن 1390

برنامه ريزي براي جشن تولد 2 سالگي راميلا جونم

  اين روزها خيلي دلم براي وبلاگ و دوستان گلمون تنگ ميشه خيلي خيلي دوست دارم بيامو از داستانها و ماجراهاي راميلا تعريف كنم و بنويسم ولي خيلي فرصت نميكنه، چون هم نزديك عيد شده و هم من خيلي كار دارم منظورم هم خونه تكوني شب عيد است و هم درس خوندن خودمو و اين وسط انتظارات ديگران براي غيبت هاي طولاني ما جهت سر زدن به آنها و هم جشن و مناسبتهايي كه فرصت نمي كنيم بريم خلاصه همه از دستمون شاكي هستند ما هم كه چه عرض كنم تنها كاري كه ميتونيم انجام بديم اينكه بگيم چشم ........ راميلاي قشنگم اين روزها حالش كمي بهتر شده آبريزش بينيش قطع شده ولي كمي همچنان خلط راه گلوشو ميگيره ولي با اين حال خيلي بهتر شده خدارو شكر، حالا كه داريم ...
29 بهمن 1390

دلتنگي

                 سلام سلام ما اومديم             حالا كه اومديم نمي خوام راجب مريضي و بيماري براتون بنويسم ولي چه كنم راميلاي نازم حدود 3 تا 4 روز سرما خوردگي پيدا كرده اون هم از نوع شديد طوري كه چشماش خيلي كوچولو و زيرشون هم قرمز شده آب ريزش بيني هم كه بماند قربونش برم هي عطسه ميكنه و آب ريزش هم كه دست از سرش بر نمي داره، اون هم كه اصلاً خوشش نمياد مي زنه زير گريه از يك طرف ديگه هم پاهاش سوخته حسابي وقتي ازش مي پرسم كه كجات درد مي كنه اشاره ميكنه به پاهاش بعد به سرش و بعد هم به بينيش . از ي...
26 بهمن 1390